قیام بابک خرم دین

با توجه به درخواست دوست خوبم خلاصه ای از زندگی و سرانجام بابک خرمدین را تهیه و در معرض آگاهی ایشون و دیگر بازدید کنندگان عزیزم قرار دادم 

یکی از مشهور ترین و با اهمیت ترین قیامها و انقلاباتی که به رهبری بابک خرم دین درآذر بایجان بوقوع پیوست ، جنبش خرم دینان بود در سرزمین آذر بایجان با بک در اوایل خلافت مامون عباسی بر علیه اعراب قیام کرد وقریب 22 سال با خلفای عباسی مبارزه کرد . آورده اند که بابک پسر روغن فروشی از مردم مدائن بود که به آذر بایجان هجرت نمود و در روستای بلال آباد از توابع میمه سکنی گرفت . در باره کودکی وی مورخان متعصب آن دوران داستانهای عجیبی نوشته اند که نشان از کینه و نفرت دشمان نسبت به بابک است . و بیشتر این داستانها جعلی و ساختگی است  . نمونه ای: گویند: یک روز بابک در دوران کودکی خویش گم شده بود ومادرش وی را جستجو می کرد (بابک کودکی به چوپانی مشغول بود) مادرش اورا در زیر درختی یافت که لخت و برهنه خوابیده بود و از همه جای سینه و شکمش خون می ریخت .مادر بابک متوحش شده اورا از خواب بیدار کرد . بعد از آنکه پسرک بیدار شد آن صحنه وحشتناک ناپدید شد. اینگونه داستانها و حکایات برای آن بود که بابک را در نزد مردم خونخوار و خون آشام معرفی نمایند .1 در باره کسانی که در جنگهای بابک با اعراب کشته شدند ارقام عجیب و باور نکردنی بسیاری ذکر نموده اند که در جنگ دوم جهانی با استفاده از سلاحهای جدید این تعداد نفوس از بین نرفته  است .

در تاریخ آورده اند که پدر بابک در کودکی او کشته شد و مادرش با مشقت فراوان و سختی بسیار بابک را بزرگ نمود. بابک در اوان جوانی به خدمت جاویدان بن شهرک که فرمانده تعدادی از مزدکیان آذر بایجان بود ، درآمد و به کوهستان رفت .

از آنجاییکه بابک جوانی با هوش و زیرک بود، خیلی زود طرف توجّه جاویدان قرار گرفت .و به زودی معاون او شد. چندی بعد جاویدان از دنیا رفت و بابک جانشین او شد. و زنش را به عقد خود درآورد. زن جاویدان به پیروان او گفت  : ای مردم بدانید وآگاه باشید که شوهرم جاویدان ، بابک را خلیفه خود نموده و روح خویش را در او دمیده است. اکنون به او بپیوندید و از بابک اطاعت کنید  تا پیروزی و ظفر یابید.

بابک سرداری دلیر و فرماندهی خردمند بود او توانست مردم آذر بایجان را گرد خویش جمع کند و به کمک کشاورزان و روستائیان نهضت خرمدینان را برپای دارد.

بابک قلعه ها و حصارهای غیره قابل نفوذ را در دل کوهها و صخره ها ایجاد نمود و آذربایجان را ملجا و پناهگاه خویش قرار داده بود. بطوریکه سربازان خلیفه نمیتوانستند به آسانی بر آنها دست یابند. معتصم سربازان زیادی را به جنگ او فرستاد اما هیچکدام کاری از پیش نبردند. تا اینکه خلیفه در سال دویست و بیست هجری  (خیزر ابن کاوس ) امیر زاده ی اشروسنه را که به افشین شهرت داشت به جنگ بابک فرستاد . افشین از شاهزادگان ایرانی و از خائنانی بود که به دربار خلیفه راه یافته و به فرماندهی سپاه او رسیده بود از معتصم خواست تا اورا برای سرکوب بابک بفرستد .

خلیفه افشین را به آذربایجان فرستاد . افشین که به سرزمین آذربایجان آشنایی کامل داشت با حیله و نیرنگ بر بابک غلبه و اورا باوعده های پوچ و بیهوده وادار به تسلیم نمود.

عاقبت سپاهیان عرب با کمک وطن فروشان  شیر بیشه آذربایجان را بعد از بیست و دو سال نبرد و مبارزه بی امان دستگیر نمود و به سامرا محل اقامت خلیفه فرستاد تا خوش خدمتی خود را به خلیفه ثابت کند . خلیفه که دل پرخونی از بابک داشت کنیه ی عربی خودرا بیش از بیش آشکار کرد او فرمان داد تا بابک را دربارگاهش باخفت و خواری به زنجیر کشند و جلا دان دست و پایش را از بدن جدا نمایند.

هنگامی که دست راست بابک را بریدند ، بابک دست چپش را در خون خود زد و آنرا به صورتش مالید معتصم از این کار او متعجب شد و گفت : ای محبوس این چه کاری بود که کردی ؟

بابک گفت هنگامی که دست و پای مرا می برید ، خون از بدنم خارج شده و چهره ام زرد خواهد شد، من صورتم را با خون خود سرخ کردم تا نگویند ببر کوهستان آذربایجان از ترس چهره اش زرد شده است 2 عاقبت بابک و عبد الله برادرش را پس از شکنجه های مهیب و وحشتناک به قتل رسانیدند و آنچه از ایشان به جا مانده بود را به دار آویختند و به شیوه مسلمانی  هم عمل نکردند . لعنت الله علی قوم ملعون العباسیون

منبع: دوقرن سکوت :

بابک خرم دین : استاد سعید نفیسی

تاریخ ایران بعد از اسلام :شهباز آزاد مهر

 

 

/ 1 نظر / 23 بازدید
تنها

سلام خوبی؟ دیگه به ما سر نمیزنی مثل قبل یاد ما نیستی !پست جدید اضافه کردم خوشحال میشم بیای بخونی. منتظرت هستم.