دل بیقرار

من هنوز در در واپسین کوچه های خیالم .،

در سکوت تنهای ام ،

 و در عالم بیقراری ام

عشق را تنهاترین راز دلم میدانم

و سکوت سرد ناوک مژگان پریچهره را

 در خیالم میپرورم.

و آهی دارم در دل بیقرارم ،

که زردی رنگم را ،

 در سیمای محزون دلم

هویدا می سازد.  

 سکوت ، با گرمای بیقرار صیف

و سردی باد خزان

/ 5 نظر / 8 بازدید
سهيلا

چه حکمت و مصلحتی در کار است عزيز من که عشق تو اسطوره شد و دار فنا ريخت بهم

سهيلا

سلام از کامنتهايی که برای دوستان خوبم می نويسم وبلاگی ساختم به نام رايانا:http://www.rayana.iranblog.com/

مريم اختياری

دوست عزيزم سلام ممنون که به وبلاگ من سر ميزني اگه مايل به تبادل لينک باشي بهم خبر بده موفق باشي آرزومند آرزوهات : مريم

سهيلا

مادرم مهربانی تو را در قالب خيال ريختم و به تمام ارزوهايم هديه کردم تا در نبود عطر نگاهت دستان گرمی شوند و اشکهای روزگار را از صورت زندگيم پاک کنند ××××××××××××× سلام دوست عزیز روز مادرو از طرف من به مادر مهربونتون تبریک بگید....

جامعه ايران

متشکرم لطف شما