قلب پاک

آن سوي دنيا قلبي دگر بود <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" /><?xml:namespace prefix = w ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:word" />در قلب دنيا جايي دگر بود

من مي شنيدم آهنگ قلبش

از عشق مي گفت عاشق تر اين بود.

پيغام قلبش سوزي دگر داشت

از گفته هايش" آهي دگر داشت

آهي جگر سوز كز قلب مي گفت :

دوري وغربت " تقدير اين بود

راهي كه ديگر پايانش اين بود .

تصميم برگشت در دست او بود                     

اون قلب پاكي كز آرزوها

پر بود و ليكن" آسوده اين بود

من قلب پاكش را " دوست دارم

ليكن نمي شد چون سوز دارم

ديشب چو قلبش در دست من بود

احساس پاكش در دست من بود

او گفت بامن " بنويس از دل

من هم نوشتم شعري بدين شكل

 تقديم كردم برتو؛ سحر ناز

زيرا كه هستيم ٬همدل وهمراز

 

وسلام 07.gif

 

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
سحرناز

...........................سکوت مملو از ناگفته هاست.....