یادم هست

یادم هست یه وقت دیر وقت بود که زنگ زدم  از خواب بیدار شدی ناراحت یه خورده حال و روز خوبی نداشتی وسواس زیادی نسبت به اطرافیان  بار سفر بستی و رفتی مسافرت  و دیگه هیچ خبری نشد بی خدا حافظی رفتی

/ 2 نظر / 16 بازدید
من

عجب حکایتی

زهرا

وبلاگ من منتظر نظرات ارزشمند شماست.