حفظ حریم خصوصی

هر انسانی گاهی نیاز دارد تا چند قدمی را به تنهایی، زیر باران زندگی، قدم بزند. ساعتی را تنها بگذراند، بیندیشد، تنها بنگارد، بخواند و ذهن خویش را در آرامش احیا کند. زندگیِ مشترک، به هم چسبیدنِ دو تن و دو ذهن و دو روح نیست. کنترل کردنِ مدام یکدیگر و با خبری از برون و درون یکدیگر نیز نیست. حفظ و احترام، به حریم خصوصیِ یک همراه، در زندگی به معنای جدایی و سردی هیمۀ زیست نخواهد بود. در هم تنیدگیِ تنگاتنگ و جفتا جفت، روح آدمی را خسته و آزرده می کند. حتّی دو همراه همیشگی نیز باید برای ورود به حریم یکدیگر از هم کسب اجازه کنند و این اعتماد، چیزی گرانبهاتر از تجسّس کردن، در همه چیز می باشد؛ از دست دادن آن، از کف دادن چیز بزرگتری نسبت به حسِ مالکیت بر دیگری است. من بر حفظ این حریم، چنان پایبند بودن را آموخته ام که گاهی همراهانم از اینکه در برخی امور مداخله نمی کنم و پرسشی را بی آنکه بدان اضطراری وارد باشد نمی پرسم، متعجب می گردند. چرا که معتقدم آدمی، در شعاعِ تأهل، همراهی دوشادوش را می طلبد، نه حصارهای تنگاتنگ و بی اختیاری و خودخواهی؛ که باشد در این طریق نیز فرزانه و بلند پایه و محترم زیست کنیم.

/ 2 نظر / 10 بازدید
تنها

سلام حرفت رو قبول دارم.زن و شوهر همیشه باید به هم دیگه راست بگن ولی نباید همه چیز ور بگن

سلام دخترم خوش باش و دمی به شادمانی گذران