وصال

دردناک است که عاشق به مرادش نرسد

در پی یار شود پیرو به یارش نرسد

روزو شب منتظر لحظه موعود  شود

دلخراش است که آخر به وصالش نرسد

در میان همه گلها  گل دلخواه خودش

خود بکارد ولی آخر به گلابش نرسد

جانگداز است که شب تا به سحر ناله کند

چه الیم است که معشوقه  به دادش نرسد

همه در فصل خزان باشد و در نا امیدی

چشم درراه بهار و به بهارش نرسد

چشم بر ساقی و بر ساغر لبریز کند

سوزناک است که جامی به شمارش نرسد

 

/ 2 نظر / 22 بازدید
زهرا

چقدر قشنگ گفتی