غم نامه

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی

بامن به جمع مردم تنها خوش آمـدی

 بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی

 راه نجات از شب گیسوی دوست نیست

ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی...

 پایان ماجرای دل و عشق روشن است

ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

 با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

 ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر

دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

برگرفته از 

/ 2 نظر / 17 بازدید
مهسا

داداش گل کاشتی[لبخند]