جامعه ایران ** چو ایران نباشد* تن من مباد
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش
نویسنده: امیر رضامحمودی - شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٦

من از شهری غریبم، و

سکوتم بی نشان

دور نیستم،و

در کنار تو ام بی گمان

صدای گامهایم ستُرگ،و

نیزه ام بُرّان

از دیاری بی نامم ،و

 سربلند زمان

غریب نه؟

غُربَت زده ای در سودای دل

 در سکوتی سرد !

بی قرار و نا آرام

آمده ام تا بجویم رمز این بیان

کس نیست همره این بی همرهان

رضامحمودی
امیر رضا محمودی . خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جاى دارند؛ آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ى آرامش جان، در این لحظه هاى پایانى سال عزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :