جامعه ایران ** چو ایران نباشد* تن من مباد
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش
نویسنده: امیر رضامحمودی - شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٦

 

 د رسال تحصيلي جاري85-86 دو کلاس داشتم در دو مدرسه متفاوت که يکي از نظر تعداد دانش آموز کم جمعيت و ديگري پر جمعيت . از نظر تدريس، شيوه و ياد گيري ، کلاسي، که تعداد دانش آموزانش کمتر بود در امتحانات ارزشيابي، مستمر و پاياني نمرات خوبتر و بهتري را دريافت ولي کلاس شلوغ با بچه هاي که شيطنت داشتند سر کلاس نمرات به مراتب بسيار کمتر از آن چيزي گرفتند که تصور مي رفت . بر اين اساس در تاريخ 20/1/85 وقتي وارد کلاس پرجمعيت شدم ديدم حدوداً يک سوم دانش آموزان غايب و سر کلاس حضور ندارند . کلاسي که تا ديروز بايد خيلي سخت گيري مي کردي تا آرام شوند، و سپس شروع به تدريس مي کردي، اين جلسه خيلي آرام و قابل کنترل و به راحتي مي شد مطالب و محتويات کتاب را به آنها منتقل کرد . بر اين اساس نتيجه گرفتم که چنانچه آموزش و پرورش بتواند نرم کلاسي دانش آموزان را به چيزي در حدود 15-- 18نفر برساند قطعا نتيجه ي بهتري از نظر آموزشي مي شد گرفت . با توجه به اين دلايل مي توان اين گونه بود.

به نظر ميرسد که امروزه ما با يک پديده روبرو هستيم که تا کنون کمتر مورد توجه کارشناسان و روانشناسان و تحليل گران علوم اجتماعي قرار گرفته است . بدين صورت که رابطه کنترل جمعيت و شيوه تربيتي خانواده هاي کم جمعيت امروز و شيوه تربيتي و کنترل جمعيت در سالهاي گذشته کاملا متفاوت شده است خانواده هاي حدود30 چهل  سال پيش از نظر تعداد جمعيت بطور متوسط در حدود 8 الي  9 نفر بود و پدر و مادر اصلا متوجه اين قضيه نبودند و با تربيت دو فرزند اول بقيه ديگر خودشان همديگر را به گونه اي ادب مي کردند که همگام با ديگر فرزندان خانواده بود. در مدارس عشايري  نيز يک معلم سر کلاس ميتوانست  تعداد چند کلاس را همزمان باهم کنترل و به آنها آموزش دهد در مدارس راهنمايي و دبيرستان نيز کلاسهايي تا حدود 40 نفر نيز به راحتي قابل کنترل و هدايت بود  اما با توجه به اينکه امروزه حد متوسط خانوار ها 3نفر ميباشدو اکثر خانواده ها تمايل کمتري به داشتن فرزند دارند اين مسئله ديگرگون شده و سطح توقعات فرزندان به گونه اي فزاينده نيز رو به افزايش و والدين هم مجبور شدند که شيوه تربيتي خود را عوض کنند . و ...... اما مدارس ما هنوز آن گونه عمل مي کنند که گويي با همان فرزندان30 چهل  سال پيش سرو کار دارند و مي خواهند يک کلاس با جمعيت زياد را با همان شيوه و روش قديم آموزش دهند و براي اينکه نکند يک دفعه بگويند فلان معلم از نظر آموزشي يا کنترل کلاس ضعيف هست هيچ يک به روي خودش نمي آورد و اکثرا عنوان مي کنند که ما قابليت کنترل و ... را داريم  بله مي شود کنترل کرد!!! ولي از نظر آموزشي ما کارايي لازم را نخواهيم داشت. روزي در دفتر مدرسه نشسته بودم يکي از همکاران از رفتن به داخل کلاس سومي ها خود داري مي کرد من متوجه شدم که معلم قهر کرده و با اين روش مي خواهد کلاس را آرام و براي تدريس آماده کند که با تعهدي که مدير و معاون از دانش آموزان گرفت  ايشان وارد کلاس شده و شروع به تدريس نمودند. اين معلم سال آخر تدريس ش بود و مهرماه نيز بازنشسته ميشود.  همين معلم وقتي که يک  روز نه تنها او بلکه ساير دبيران هم با آن کلاس ، مشکل پيدا کردند در جمع عنوان کرد که من به راحتي اين کلاس را کنترل ميکنم که من به نامبرده قضيه را ياد آور شدم تا نکند ايشان مي خواهند سرپوشي بر روي آن کار قبلي خودش بگذارند  من به مسائل کاري ندارم و نميخواهم که خداي ناکرده چيز خاصي را به کسي وصله بزنم و لي براي صورت قضيه مناسب هست  اکثر معلمان از شلوغي کلاس و کنترل کلاسهاي عادي نه تنها کارايي کمتري دارند بلکه براي آموزش آکثرا هم عقيده هستند که با بچه هاي امروزي ديگر نميشود با فنون و روشهاي قديم تربيتي برخورد کرد  پس بايد فکر ديگري کرد و آن اينکه نرم تعداد دانش آموزان را کاهش دهيم تا دانش آموزاني که شيطنت دارند بيشتر تحت کنترل قرار گيرند و اجازه ي اين کار را پيدا نکنند مخصوصا در کلاسهايي که با روش گروهي تدريس ميشود و در کلاس بايد بحث و گفتگو شود اين کار نمود بيشتري پيدا خواهد کرد و بر روي ضعف هاي کلاسمان  سرپوش نگذاريم چون اينگونه بهتر تدريس ميکنيم و دانش آموزان هم بهتر ياد مي گيرند و خلاصه اوليا و دانش آموز راضي تر هست وعادتهاي بد تربيتي در دانش آموزان هم شکل کمتري مي گيرد و کاهش پيدا خواهد کرد . 

رضامحمودی
امیر رضا محمودی . خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جاى دارند؛ آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ى آرامش جان، در این لحظه هاى پایانى سال عزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :