جامعه ایران ** چو ایران نباشد* تن من مباد
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش
نویسنده: امیر رضامحمودی - پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٥

خرید شوهر

یک مرکز خرید ، وجود داشت که زنان میتوانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد، این مرکز پنج طبقه داشت ، و هرچه که به طبقات بالاتر میرفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر می شد . اما اگر   در   طبقه ای دری  را باز کنند باید حتما ان مرد را انتخاب کنند و اگر به بالاتر رفتند دیگر اجازه برگشت ندارند و هر شخصی فقط یک بار میتواند از مرکز استفاده کند.

روزی دودختر که باهم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.

در اولین طبقه بر روی در نوشته شده بود : این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند . دختری که تابلو را خوانده بود گفت : خب، بهتر از  کار نداشتن یا بچه نداشتن است  

ولی دوست دارم ببینم بالاتری ها چگونه اند ؟ پس رفتند.

در طبقه ی دوم نوشته شده بود : این مردان شغلی با حقوق زیاد ، بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند . دختر گفت : هوم م م ، طبقه ی بالاتر چه جوریه .....؟

طبقه ی سوم : این مردان شغلی با حقوق زیاد ، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند ودر کار خانه هم کمک میکنند. دختر : وای ....، چقد وسوسه انگیز ، ولی بریم بالاتر . و دوباره رفتند.

طبقه ی چهارم : این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند . دارای چهره ای زیبا هستند ، همچنین هم در کار خانه کمک میکنند و هدف های عالی در زندگی دارند. اندو واقعا به وجد امده بودند . دختر : وای چقد خوب . پس چه چیزی ممکنه طبقه ی آخر باشه ؟ آنها گریه کردند.

 

پس به طبقه ی پنجم رفتند ، آنجا نوشته شده بود : این طبقه برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند . از اینکه به مرکز ما آمدهاید متشکریم و روز خوبی رابرای شما آرزو مندیم .؟؟؟؟؟

رضامحمودی
امیر رضا محمودی . خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جاى دارند؛ آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ى آرامش جان، در این لحظه هاى پایانى سال عزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :