جامعه ایران ** چو ایران نباشد* تن من مباد
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش
نویسنده: امیر رضامحمودی - پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٤
 سلام :

آره ديروز داشتم يه سري می زدم به وبلاگ يكي از دوستان وبلاگ نويس . نوشته هايش را داشتم مطالعه می كردم . ايشون می گفت كه ......القصه در مورد قيافه هاي تكراري مطلبي را نوشته بودند . كه سر كلاس براش آزار دهنده بود . اين مسئله منو ياد دوراني انداخت كه حدوداً يكماهي رو تو خط خرمشهر در پايگاه توي سنگر . اون هم فصل تابستون جبهه بودم . وقتي كه براي استراحت برگشتم تو پادگان پشت جبهه يه مرخصي شهري گرفتيم و رفتيم تو بازار انديمشك . خدا می دونه چه حالي داشتيم و اقعاً قيافه هاي تكراري انسان رو آ زار ميده . سر كلاس " محل كار " و.......... آخه اون زمان تو خيابون هم كه راه می رفتي . تحت نظر بودي مدل مو مدل لباس . مدل شلوار و ...با كوچكترين تغييري كميته بهت گير می داد . ديروز بود كه با دونفر از بستگانم رفتيم داخل يه بستني فروشي و جاتون خالي ! مشغول خوردن آب هويج بستني بوديم كه دو تا دوختر كه خيلي هم ناز بودند اومدن داخل بستني فروشي . البته با يك آرايش خيلي غليظ !و مدل سوسكي كه خيلي هم اطفار می رفتند با عشوه كه هركسي توبستني فروشي نشسته بود به اونا نيگاه می كرد . البته اون دوتا دوختر هم داشتند بيرونو نی گاه می كردند . اينگار منتظر بودند ؟ يكي شون دوتا بستني گرفت . و اومدن روميز بنشينند ك پنج تا پسر جوون  و خوش تيپ اومدن داخل ويه راست رفتند سراغ ميزي كه دخترا نشسته بودند . اينگار قبلا با هم اشنا شده بودند دو تا از بچه ها شروع كردند به خوردن بستني دخترا و اون دوتا دختر هم بلند شدند و رفتند سراغ ميز بستني فروشي . من كه داشتم اين ماجرا رو نيگاه می كردم خنده ام گرفت . وسريع به ياد دوراني اوفتادم كه يه روزي (كلاس اول دبيرستان بودم )   جلوي يه مغازه توي همون خيابون با دوستي ايستاده بوديم و داشتيم صحبت می كرديم به ناگه يه ماشين ترمزي كرد پهلوي ما و دست منو با رفيقم گرفت بياييد سوار ماشين شويد ! ما با تعجب گفتيم آقا مگه ما چكار كرديم كه .... و در ادامه بيگناهي ما براشون اشكار شد و اونها هم به خاطر اينكه خودوشونه طلبكار بدونن گفتن به ما. كه دفعه ي ديگه سر كو چه شمارو نبينيم ؟ ما هم رفتيم خونه ( البته اون رفيقم تو زمان جنگ ايران و عراق تو جبهه شهيد شد .) دوستم به من گفت رضا مگه من و تو چيكار كرديم سر كوچه كه به ما گير دادن ؟ گفتم بايد از بزر گترها تحقيق كنيم كه .....در هر صورت وقتي اون روز ماجراي اين دختر و پسر هارو ديدم خنديدم و گفتم ما اون موقع اگه .... .

بوديم مورد باز خواست قرار ميگرفتيم . و .. .... البته باز نكته اي كه برام جالب بود 2تا دوختر با پنج پسر چطوري ميخواستند با همديگر بسازند . يكي از دوستانم كه سن و سالش از من بزرگتر بود  . وقتي كه باهم تو خيابونهاي شهر قدم ميزديم ميگه اقا رضا صد رحمت به زمان شاه گفتم براي چه ؟ گفت اون موقع دختر و پسر ها رابطه شون سالم تر بود . افراد بد كاره و روسپي و ......حتي قيافه هاشون براي مردم مشخص بود مكانشون هم مشخص اما الان كه جمهوري اسلامي هم هست اوضاع خيلي در هم برهم است . مثل اينكه اون موقع آدرس طرف دقيق تر بود اما امروزه آدرس مشخصي نيست  بايد درب همه ي خونه هارو بكوبي تا اينكه پيداش كني ........؟ يكي نيست به من بگه تو اين نصف شب چي داري مينويسي ؟ ببخشيد يه كم ادامه داره اين مطلب . ديشب كتاب گرد شهر با چراغ رو مطالعه مي كردم مطالبي بود راجع به يك همسري ؟ چند همسري ؟ و چند شوهري ؟ گفتم نكنه تو ايران ما هم يه روزي چند شوهري رواج پيدا كنه ؟ ويا ازدواج گروهي مد بشه ؟ دو تا دختر پنج پسر  ويا اينكه و جود داشته باشه و لي جامعه شناسان ما نميدونند ؟ پس بايد تحقيق بيشتر ي كنيم ؟ البته زياد هم نه بد بين باشيم و نه خوشبين ؟

مو ضوع بعدي چرا جوانهاي امروزعلا قه ي كمتري به ازدواج دارند ؟؟ چرا با وجود اينكه سن و سالشون بالاست ولي حاضر به ازدواج نميشوند ؟

چرا سن ازدواج بالا رفته ؟

من با جوانهاي زيادي دوستم برحسب كارم وقتي كه بهشون ميگم فلاني چرا ازدواج نمي كنيد ؟ يكيشون ميگفت : اقا رضا تا دخترا بدون هيچ دردسري خودشونه در اختيار ما ميذارن؟ دليلي نداره كه ما ازدواج كنيم بعدش ميگن كه گيريم بخواهيم از دواج هم كنيم با كي ؟ چگونه ؟ همين دختري كه امروز خودشو راحت در اختيار من قرار داده فردا دستش تو دست رفيق منه ؟ و ما اعتباري نمي كنيم؟ و .............. نظريه ي مو رگان برام خيلي جالبه ؟ ايشون صاحب نظر دبستان تكامل ساخت هست . او معتقد ميباشد كه كه ازدواج مراحل تكامل خو دشو به ترتيب از هرج و مرج در روابط جنسي – ازدواج گروهي "چندشوهري  و چند زني طي كرده تا به مر حله ي يك همسري امروزي رسيده است .

البته من می خوام نظرمو در اين مورد بدم كه چون انسانها از تكرار بدشون ميياد و سكون نيز براشون ملال آوره جوامع بعد از طي مراحل تكامل زنجير وار. اين مراحل دوباره در يك بر هه ي زما ني خاصي تكرار ميشود . و و جوامع بعد از طي مراحل فوق دوباره برمي گردند به دوران هرج و مرج جنسي و.......... در جوامع كنوني در دنيا وضعيت زناشويي نيز بدين منوال تغيير ميكند . البته با گذشت زمان ؟

يكي ديگر از عواملي كه به نظر ميرسد عدم شناخت است . دختر ها وپسر ها ويا بهتر بگويم زن و مرد . امروزه جمعيت شهرها رو به فزوني است  تا چندين سال دورتر جمعيت كمتر بود .شناخت بيشتر . روابط به قول ماها روابط سالم تر بود . اما امروز قضيه بر عكس شده جمعيت بيشتر . شناخت كمتر . روابط بايد تغيير كند . جبر تاريخي . وبر اساس همين جبر تاريخي روابط تغيير ميكند . كما اينكه ما امروزه نشانه هاي آن را در جوامع ميبينيم پس اين نكته را هم ما بايد بدانيم كه همه ي جوامع سير تكاملي خودشونه به يكباره وباهم طي نميكنند . اين هست كه ساخت جوامع يكسان نيست .ما جوامع سنتي را در كنار جوامع پيچيده ي شهري داريم . زنجيري كه سير تكاملي خودشو طي ميكنه شامل جوامع سنتي هم ميشه . بدين شكل ما الان در مكانهايي كه سير تكاملي راطي كرده اند دور برگشت ميبينيم و اين حالت تضاد و دو گانگي به اين دليل است كه جوامع سنتي دير تر اين مسير را طي كرده اند و از جوامع شهري در مسير پيشرفت عقب افتاده تر هستند . نتيجه اينكه همه ي جوامع دارند مسير تكامل را طي ميكنند .اما چون ساخت جوامع يكدست نيست (سنتي پيشرفته مترقي ) ما در رسومات و برخوردها و........ احساس تضاد و دو گانگي داريم . البته امروز ه رسانه هاي گروهي به شكلي همه ي جوامع را به هم نزديك تر و سنت هاي قومي فقط راهنمايي است براي مردم شناسان امروز كه بتوانند از اين ها جهت بهره گيري استفاده كنند . و گرنه دير يا زود اين سنت هاي قومي نيز دچار تحولات اساسي ميشود .

مشكل ديگري كه جوانان ما در بحث ازدواج دارند تحصيلات هست . دختر و پسر هايي كه علاقه مند به تحصيل هستند ناچارند كه دير تر ازدواج كنند

مشل ديگر اثبات صداقت  هست

ادامه تحصيل در مراكز دانشگاهي باعث شده كه پسر ها كمتر از دختر ها علاقه مند به ازدواج  شوند .

مشكل ديگر ازدواج شكل ازدواج دائم هست

بدين صورت كه انسان بعد از انتخاب مجبور هست كه براي تا آخر عمر با فردي زندگي كند كه شايد يه روزي از هم خوششون نياد .

واينكه چرا انسان خودشو درگير مسئله اي كنه كه يه روزي مجبور باشه .............؟

مشكل ديگر مسائل اقتصادي ميباشد

رسومات سنتي جوامع   و همچنين مقيدات مذهبي مشكل ديگر جوانان در ازدواج ميباشد .

دگماتيسم بودن جوامع :

ادامه تحصيل دختران باعث بالارفتن سن ازدواج و يا عدم تمايل به ازدواج شده .

 ترسيدن از ادامه تحصيل و عدم ادامه تحصيل . ازدواج زود تر پايين بودن سن .ادامه تحصيل بالا رفتن سن . ترس از عدم ازدواج با جوان . ويا مرد مورد پسند . دلهره وترس و ازدواج با پير مردها . مردان زن مرده . طلاق داده و مشكل دار از مشكلات دختران امروزي .

 

∙ تهيه ی اين مطلب فبل از مسافرت بوده .

 

رضامحمودی
امیر رضا محمودی . خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جاى دارند؛ آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ى آرامش جان، در این لحظه هاى پایانى سال عزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :