جامعه ایران ** چو ایران نباشد* تن من مباد
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش
نویسنده: امیر رضامحمودی - پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٤

آن سوي دنيا قلبي دگر بود

در قلب دنيا جايي دگر بود

من مي شنيدم آهنگ قلبش

از عشق مي گفت عاشق تر اين بود.

پيغام قلبش سوزي دگر داشت

از گفته هايش" آهي دگر داشت

آهي جگر سوز كز قلب مي گفت :

دوري وغربت " تقدير اين بود

راهي كه ديگر پايانش اين بود .

تصميم برگشت در دست او بود                     

اون قلب پاكي كز آرزوها

پر بود و ليكن" آسوده اين بود

من قلب پاكش را " دوست دارم

ليكن نمي شد چون سوز دارم

ديشب چو قلبش در دست من بود

احساس پاكش در دست من بود

او گفت بامن " بنويس از دل

من هم نوشتم شعري بدين شكل

 تقديم كردم برتو؛ سحر ناز

زيرا كه هستيم ٬همدل وهمراز

 

وسلام

 

 

رضامحمودی
امیر رضا محمودی . خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جاى دارند؛ آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ى آرامش جان، در این لحظه هاى پایانى سال عزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :